معرفی سعید فضلی

من سعید فضلی هستم مدرس دوره های مدیریتی در سطح کشور هستم.خوشحال می شوم در خدمت شما عزیزان باشم.از طریق تماس با ما در این وبلاک ، با شما در ارتباط خواهم بود.عناوین برخی از دوره ها و سازمان های که همکاری داشتم در بخش زیر ذکر شده است.

  •  
  • عناوین برخی دوره های برگزار شده :
  • ارتباطات  موثر
  • ارتباطات کلامی و غیرکلامی (زبان بدن)
  • مهارتهای پیشرفته مدیریت و رهبری
  • مهارتهای مدیریتتی برای مدیران میانی
  • تکنیکهای پیشرفته حل مسئله در کسب و کار
  • انگیزش با رویکرد تکریم  ارباب رجوع
  • تکریم ارباب رجوع با رویکرد انگیزش
  • اصول و فنون حرفه ای اداره حرفه ای جلسات
  • دوره ارتباطات موثر ( زبان بدن و مذاکره و فن بیان)
  • مذاکرات تجاری و زبان بدن مقدماتی و پیشرفته
  • فنون دفاع حرفه ای مدیران و کارافرینان
  • اصول و فنون حرفه ای اداره جلسات
  • کسب و کار و کارآفرینی
  • مدیریت منابع انسانی
  • مدیریت ورهبری نوین
  • تفکرسیستمی
  • مهارت های عمومی مدیریت
  • خلاقیت در سازمان ها
  • مدیریت تعارض و کاربرد آن
  • اصول و مبانی مدیریت
  • بازاریابی و فروش
  • دوره تکنیکهای حل مسئله و خلاقیت سازمان ا
  • دوره موفقیت فردی و سازمانی 
  • دوره سردفتران و مسئولین دفاتر
  •  
  • شرکتهایی که تاکنون با آنها افتخار همکاری داشته ام :
  • بانک کشاورزی
  • بانک رفاه کارگران
  •  همراه اول
  • پالایشگاه پنجم پارس چنوبی
  • پالایشگاه اصفهان
  • شرکت خط لوله ومخابرات
  • بنیاد شهید
  • شهرداری تهران
  • کمیته امداد امام خمینی 
  •  

سخنرانی خانم «امی کادی» (Amy Cuddy)

دانلود فایل سخنرانی     

اگر جزو افرادی هستید که مدام دست-به-سینه و سربه‌زیر می‌ایستید، با دیدن ویدیوی سخنرانی خانم «امی کادی» (Amy Cuddy) برای این عادت خود راه‌حلی پیدا خواهید کرد. «امی کادی» یک دانشمند علوم اجتماعی است و نظریات جالبی در مورد «زبان بدن» (body language) مطرح کرده است. او از اهمیت زبان بدن می‌گوید و نقش آن را در ارتباط با موفقیت‌های‌مان کاملا پررنگ می‌بیند. به‌طور حتم پس از دیدن این ویدیوی ۲۰ دقیقه‌ای کمی استوارتر راه خواهید رفت و صاف‌تر بر روی صندلی خواهید نشست! او در سخنرانی‌اش به ما گوش‌زد می‌کند که حتی اگر اعتمادبه‌نفس کافی نداریم، با موقعیت بدن و حرکات خود وانمود کنیم که اعتماد به نفس‌مان بالاست. بر اساس مطالعاتی که خانم کادی انجام داده، این وانمودکردن باعث می‌شود سطوح هورمون‌های تستوسترون و کورتیزول در مغز تغییر کرده و درنهایت به موفقیت فرد منتهی شود. این ویدیوی جالب و آموزنده را از دست ندهید.

‌‌    ‌‌

پاورپوینت زبان بدن

زبان بدن

تحلیل کسب و کار چیست

تحلیل کسب و کار چیست

مدل کسب و کار چیست | چند نمونه بوم مدل کسب و کار

چند نمونه بوم مدل کسب و کار

10 مورد از بهترین ابزارهای تحلیل کسب وکار که هر تحلیلگر کسب وکار باید با آنها آشنا باشد

10 مورد از بهترین ابزارهای تحلیل کسب وکار که هر تحلیلگر کسب وکار باید با آنها آشنا باشد

فایل درسی تجزیه و تحلیل کسب و کار

فایل درسی تجزیه و تحلیل کسب و کار

راه های ایجاد انگیزش در سازمان

 

 در سازمان و راه های ایجاد انگیزه در کارکنان

انگیزش در سازمان و راه های ایجاد انگیزه در کارکنان برای منابع انسانی یا به عبارت بهتر سرمایه‌های انسانی از مهم‌ترین عوامل تولید در یک سازمان به شمار می‌رود. نظرسنجی از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ و موفقی که مجله معروف فورچون آنها را فهرست می‌کند، نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین دلیل شکست یا ناکامی مدیران از دیدگاه این مقامات، نداشتن مهارت‌های لازم در زمینه روابط انسانی است. تحقیقاتی نیز از نوع پیمایشی انجام شده است که نتایج آن نشان می‌دهد مهارت یا مساله روابط انسانی بالاترین اهمیت را در سازمان‌ها دارد.

مدیران با بهره‌گیری از این مهارت و با استفاده از دانش و سایر منابع سازمانی قادر به انگیزش کارکنان در جهت نیل به اهداف سازمانی خواهند بود. بنابراین پرسش مطرح شده آن است که عوامل موثر بر انگیزش کارکنان کدام است؟ در علوم اجتماعی برخلاف علوم تجربی نمی‌توان تاثیر یک متغیر را با ثابت نگه داشتن سایر متغیرها بر پدیده‌ای بررسی کرد. بنابراین برای بررسی عوامل موثر بر انگیزه کارکنان نیز نمی‌‌توان به یک یا چند عامل اشاره کرد و لازم است تا در یک بررسی کلی از تمامی جهات مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.

مفهوم انگيزش

تمامی تعاریف به نوعی به انگیزش اشاره داشته و به طور کلی از لحاظ مفهومی، موارد ذیل را تبیین می‌کنند: آنچه به رفتار شخص نيرو می‌بخشد. آنچه چنين رفتاری را هدايت می‌کند يا به آن جهت خاص می‌دهد. چگونه اين رفتار نگهداری يا تقويت می‌شود.

توجه و تامل در موارد فوق، ۳ عامل در ایجاد انگیزش نقش دارند:

۱٫ نيازها

نیاز، عبارت است از کمبودی که هنگام عدم تعادل فیزیولوزیکی احساس می‌شود. به عبارت دیگر، چيزى در درون فرد كه او را به فعاليت و انجام كار وا می‌دارد. از حالتى درونى است كه باعث می‌شود نتيجه معینى مطلوب به نظر برسد. در تحقيقی که توسط مام فورد صورت گرفته، به اين نتيجه کلی رسيده است که کارکنان غالباً با توجه به ماهيت کارشان نوع نيازشان را تعريف می‌کنند.  براساس اين تحقيق نيازهای کارکنان شامل چهار نوع نياز زير است:

الف) نيارهای دانشی

اين نيازها موجب مطلوبيت خواسته های مهارتی و دانشی کارکنان می‌گردد. برای انجام کار کارکنان نیازهای دانشی مختلفی دارند که عبارتند از:

  • دانش کامل درباره نظم و انضباط
  • دانش درباره نحوه انجام یک کار و فرایند انجام کار
  • دانش در مورد مکان پیدا کردن هر چیز
  • دانش اجتماعی در مورد چگونه تاثیر گذاری بر دیگران

ب) نيازهای روحی و روانی

از آنجایی که کارکنان انسان هستند پس نیازهای درونی شامل شناخت، مسئوليت، مقام و جايگاه و پيشرفت می‌گردد. زمانی که با کارکنان مانند یک ماشین فرمانپذیر برخورد گردد و نیازهای انها نادیده گرفته شود، سازمان با مشکل برخورد خواهد کرد.

ج) نيازهای وظيفه

اين نيازها شامل نيازهای کار معنی دار و تعیین درجه استقلال کاری است.

د) نیازهای اخلاقی

این نیازها مربوط به نیازهای روانی افراد است و شامل نیارهایی هستند که کارکنان توقع دارند با آنان آن گونه رفتار شود. به عبارت دیگر کارفرمایان باید با کارکنان نوعی رفتار کنند که اگر خودشان در ان جایگاه بودند انتظار داشتند با آنها رفتار شود.

۲ – برانگیزاننده ها

برانگیزاننده ها یا انگیزه ها جهت تخفیف نیازها و کمبودهای جهت دار می‌باشند. به عبارت دیگر، نياز ارضا نشده باعث ايجاد تنش می‌شود و اين تنش موجب می‌گردد انگیزه‌های ناگهانی در درون فرد برانگيخته شود.  ين انگیزه ها امورى درونى هستند كه باعث می‌شوند فرد در پى تأمين اهداف ویژه‌ای، رفتار جستجوگرانه‌ای از خود بروز دهد.

۳ – مشوق ها

عبارت است از چيزى در خارج از فرد. روانشناسان غالباً آن را «محرّک» می‌نامند و گاه به پاداش هايى اشاره دارد كه فرد به آن اميد بسته است و انگيزه هايش به سوى آن ها هدايت می‌شود.

اهمیت انگیزش

اهمیت انگیزش در سازمانها را به طور کلی می‌توان به موارد زیر دسته بندی کرد:

۱ – توانمند سازی سازمانها

توانمندسازی عبارت است از آزاد كردن نيروهای درونی افراد برای كسب دستاوردهای شگفت انگيز راهبرد توسعه و شكوفایی سازمانی.  تجربه ثابت کرده است اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور كاری خود پيشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند به عبارت دیگر توانمند گردد بايد از نيروی انسانی متخصص، خلاق و با انگيزه بالا برخوردار باشد.لذا انگیزه بالا در کارکنان نقش بسزایی در توانمند سازی آنها دارد.

۲ – ماندگاری و رضایتمندی کارکنان:

در بحث ماندگاری و رضايت­مندی، تکيه بر انگيزش کارکنان از هر عاملی مهمتر است.  ماندگاری نتيجه­ نگهداری نيروی انسانی است و انگيزش و توانمندسازی نيروها خود به خود به ماندگاری نيروی انسانی منتهی می‌شود. با توجه به اینکه شرکتها تمایل به جذب نیروهای متخصص و نگهداری آنها دارند در اهمیت انگیزش باید اشاره کرد که تأثير عوامل انگيزشي در

۳ – خلاقیت

مدیران می‌توانند هر سه مولفه خلاقیت یعنی تخصص، مهارتهای تفکر خلاق و انگیزش را تحت تاثیر قرار دهند. اما واقعیت آن است که تاثیر گزاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت گیرتر است.  انگیزش درونی را می توان حتی با تغییرات جزئی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد. كاركنانی كه بر فعاليت خود كنترل درونی داشته باشند، احساس می‌کنند كه از طريق توانايیها، مهارت‌ها و تلاش خود بر نتايج مربوط به كار خود تاثیر دارند، از اينرو احتمال خلاقيت و نوآوری در آنها افزايش می‌يابد، درحاليكه تصور كنترل خارجی بر آنها، احساس عدم نفوذ بر كار و نتيجه آن، عدم توانایی انجام فعاليت‌ها و كاهش انگيزش آنان را سبب می‌شود.

۴ – جلب رضایت مشتریان

کارکنانی که انگیزه بالاتری دارند امور محوله را بهتر انجام داده و در نتیجه سبب جلب رضايت مندی ارباب رجوع می‌شوند.

راه های ایجاد انگیزه در کارکنان شرکت

تئوریهای مختلفی در زمینه انگیزش کارکنان بر اساس عوامل سه گانه انگیزش مطرح شده است که این تئوریها منجر به روش های مختلف انگیزشی که توسط افراد و سازمانهای مختلف اجرا می‌گردد، شده است.  لذا ابتدا به بررسی تئوریهای انگیزشی مختلف بر اساس عوامل سه گانه پرداخته و سپس بر اساس این تئوریها روش های مختلف ایجاد انگیزه‌ی هر یک را ذکر می‌نماییم.

۱ – نظریه های مبتنی بر نیازها

نظريه سلسله مراتب نياز ها: نظريه سلسله مراتب نياز ها که توسط آبراهام مازلو ارائه شد از مشهورترين نظريه های انگيزش است. مازلو اساس فرض خود را بر اين گذاشت که در درون هر انسان چهار دسته نياز (به صورت طبقه بندی شده ) وجود دارد.

فیزولوژیکی:  شامل گرسنگی، تشنگی، پناهگاه و غیره
ایمنی: امنیت و محفوظ ماندن در برابر خطرات فیزیکی و عاطفی
احترام:  به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم شده که به ترتیب شامل حرمت نفس، خودمختاری، پیشرفت و مقام شهرت و جلب توجه می‌شود.
نیازهای اجتماعی:  این نیازها شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است.
خود شکوفایی:  فرد می‌کوشد به آن چیزی دست یابد که استعداد آن را دارد.
اگر نيازی به صورت اساسی و به مقدار لازم ارضا شود، ديگر ايجاد انگيزه نمی‌کند و باعث تحريک فرد نمی‌گردد. برای انگيزش فرد بايد محل شخص در سلسله مراتب نيازها مشخص گردد و آنگاه درجهت ارضای همان نيازها يا آنها که در سطح بالاتر قرار

راه های ایجاد انگیزه در کارکنان شرکت

برنامه‌های مزایای انعطاف پذیر

طرح مزایای انعطاف پذیر به گونه‌ای است که کارگر یا کارمند بتواند از بین مزایای موجود آنهایی را که می‌خواهد انتخاب کند.  هدف این است که به هر کارگر یا کارمند فرصت داده شود با توجه به نوع نیاز و شرایط یا وضعیتی که در آن قرار گرفته است، مجموعه‌ای خاص از مزایایی را که می‌خواهد از آنها بهره مند شود، انتخاب کند.

اگر به همه کارکنان مزایای مشابهی داده شود، در آن صورت چنین فرض می‌شود که همگی نیازهای همانندی دارند و تردیدی نیست که این فرض نمی‌تواند درست باشد، بنابراین با استفاده از مزایای انعطاف پذیر می‌توان مزایای حاشیه‌ای و هزینه‌های مربوط را به نوعی انگیزش برای کارکنان تبدیل کرد. باید در نظر داشت که مزایای انعطاف پذیر به گونه‌ای تعیین شوند که هر فرد یا عضو سازمان مجموعه ای را انتخاب کند که نیاز های کنونی اش را به بهترین نحو تامین سازد.

تفویض اختیار

با توجه به محدودیت های زمان، مهارت، مغز، جغرافیای ارتباطات و اطلاعات؛ تفویض اختیار یکی از کلید های موفقیت هر مدیر در سازمان متبوع می باشد.  با تفویض اختیار سرعت در کار بوجود می‌آید و موجب می‌گردد تا مدیران فرصت کافی برای نوآوری، خلاقیت و تغییر در سازمان را به دست آورند.  علاوه بر این افرادی که در آنها برآورده کردن نیازهای رده بالا ایجاد انگیزه می‌کنند با اختیار تصمیم‌گیری در امور احساس غرور و با اهمیت بودن می‌کنند و امور محوله را با دقت هرچه تمامتر انجام می‌دهند.

توازن بین درآمد و هزینه های زندگی

مهمترین و عمده ترین عامل در انگیزش منابع انسانی نامتوازن بودن درآمد و هزینه است که مهمترین عامل در کاهش بهره وری منابع انسانی است.
پايين بودن حقوق و دستمزد در مقایسه با هزينه های زندگی در سال های اخير موجب كم كاری و اشتغال در شغل های دوم و سوم و در نتیجه خسته تر شدن نيروی كار، كاهش بازدهی و بروز مشكلات روحی و روانی برای آنها در خانواده‌ها و کاهش بهره وری نيروی كار شده است.
برای افزایش انگیزش کارکنان که افزایش بهره وری را به همراه دارد باید حقوق دریافتی افراد متناسب با هزینه های زندگی آنها باشد تا بتوانند با فراغ بال بر روی کار محوله تمرکز کنند.

تئوری X و تئوری Y

داگلاس مک گرگور دو ديدگاه متمايز از انسان ارائه کرد:  يک ديدگاه اصولا منفی که آن را تئوری X خواند و يک ديدگاه مثبت که آن را تئوری Y ناميد، این تئوری نیز مانند تئوری مزلو بر روی بررسی نیازها تمرکز کرده است. ئوری X بر اين فرض قرار می‌گيرند که نياز های رده پايين بر فرد حاکم هستند و تئوری Y بر اين اساس قرار می‌گیرد که نيازهای رده بالاتر بر فرد حاکم هستند.

تئوری X بر اساس مفروضات زير قرار دارد:

  • کارکنان به صورت فطری و طبيعی کار را دوست ندارند و در صورت امکان سعی می‌کنند از انجام آن اجتناب نمايند.
  • از آنجا که کارکنان کار را دوست ندارند، بايد آنان را مجبور کرد و کنترل نمود و يا تهديد کرد تا بتوان به هدفهای مورد نظر دست يافت.
  • کارکنان از زير بار مسئوليت شانه خالی می‌کنند، لذا بايد به صورت رسمی آنها را هدايت و رهبری کرد.
  • بيشتر کارکنان امنيت را بالاتر از عوامل ديگر مربوط به کار، قرار می‌دهند و هيچ نوع جاه طلبی و بلند پروازی ندارند.

تئوری Y بر اساس مفروضات زير قرار دارد:

  • کارکنان کار را امري طبيعی و همانند تفريح يا بازی می‌پندارند.
  • کسی که خود را به هدف يا هدفهایی متعهد نموده است دارای نوعی خود رهبری و خود کنترلی می‌باشد.
  • بيشتر افراد می‌توانند مسئوليت بپذيرند و حتی در پی پذيرفتن مسئوليتها بر آيند.
  • خلاقيت، يعنی توانایی برای گرفتن تصميمات خوب وبيشتر افراد جامعه دارای اين ويژگی هستند؛ اين امر تنها از ويژگیهای مديران نيست.
  • سیستم‌های نشات گرفته از این روش عبارتند از سیستم تنبیه و تعیین هدف که در زیر به آنها پرداخته می‌شود.

استفاده از سیستم تنبيه

در این روش رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می‌تواند آنها را تنبیه کند، البته تنبیهات و تهدیدات و ندادن پاداش (انگیزش منفی) تنها در موارد محدودی و در کوتاه مدت می‌تواند در انگیزش افراد موثر باشد.

نظريه تعيين هدف

تئوری مزبور که بيانگر اين است که قصد يا اراده فرد يا سازمان را می‌توان به عنوان منبع اصلی انگيزش به حساب آورده شود. پذيرفتن هدفهای مشکل توسط کارکنان در مقايسه با هدفهای آسان باعث ارائه عملکرد عالی تری خواهد شد. در واقع اهداف چالشگر و هماورد طلب باعث انگيزش می‌شوند. اهداف ترجيحا مشارکتی انتخاب می‌شوند.  مدیریت مبتنی بر هدف: این برنامه مدیریتی توسط پیتر دراکر ارائه شد تا با استفاده از هدفهای سازمان، افراد را تحریک و بدین وسیله در آنان ایجاد انگیزه کند. اهمیت این برنامه در تاکیدی است که بر اهداف کلی سازمان می شود.

از آنجا که همه افراد سازمان در تعیین هدفهای مزبور مشارکت دارند، مسیر اجرای برنامه مدیریت مبتنی بر هدف دو طرفه ( از بالا به پایین و از پایین به بالا) است و در نتیجه سلسله مراتبی از اهداف به وجود می آید که در بین سطوح آن رابطه معقول و ذی‌ربطی وجود خواهد داشت. تحقیقاتی که در رابطه با این روش انجام شده است، نشان می‌دهد که در حال حاضر بسیاری از سازمانهای بزرگ (عمومی و دولتی) در کشور های غربی به صورت رسمی از برنامه مدیریت مبتنی بر هدف برای ایجاد انگیزش در کارکنان خود استفاده می‌کنند یا اینکه قبلاَ از آن استفاده کرده‌اند. در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف توجه به موارد زیر ضروری است:

اهداف باید به صورت دقیق تعیین و مشخص شوند. اهداف الزاماَ به وسیله مدیریت یا ریاست سازمان تعیین نمی‌شوند، به عبارت دیگر اهداف مشارکتی جایگزین اهداف تحمیلی می‌شوند. هر هدف باید در یک دوره زمانی معین تامین شود. افراد در طول اجرای برنامه و بصورت مرتب از میزان پیشرفت کارخود آگاهی می‌یابند، به عبارت دیگر از عملکرد خود بازخورد می‌گیرند.

تئوری مبتنی بر نياز های سه گانه: ديويد مک کللند و تعدادي ديگر از پژوهشگران سه عامل انگيزشی ذی ربط يا نياز را پيشنهاد نمودند که عبارتند از :

  • نياز به کسب موفقيت
  • نياز به کسب قدرت و اعمال آن
  • نياز به ايجاد دوستی

سیستم های مشارکتی در سود

در این روش سازمان سهام خود را به کارکنان عرضه می کند تا آنان بتوانند در مزایای حاصل از فعالیتهای شرکت سهیم شوند. هدف از ارائه چنین برنامه هایی آن است که سازمان با اعطای سهم یا پول نقد، کارکنان را قادر سازد تا در شرکت سرمایه گذاری کنند. اکثر سیستم‌های مشارکت در سود به ۴ دست کلی‌ تقسیم میشوند:

مالکیت کارکنان

شاید آخرین رویکرد مشارکت در سود برای کارکنان این است که مالکیت سازمان را در دست گیرند. یک رویکرد رو به رشد و انقلابی که بوسیله آن کارکنان ممکن است صاحب سازمان خود شوند برنامه مالکیت سهام سازمان نام دارد. این به معنی وسیله‌ ای برای کارکنان است که در سازمان سهام بخرند.سهام اینگونه به کارکنان فروخته میشود که آنها قبول می‌کنند سهامشان به اشتراک گذشته شود تا اینکه پول به انها پرداخت کنند. یا ممکن است کارکنان متعهد شوند که سهام را بخرند تا شرکت بتواند بدهی هایش را بپردازد.

برنامه های‌ مشارکت در محصولات

برنامه های‌ مشارکت در محصولات به گروهی از کارکنان این امکان را می‌دهد که پاداشی را بخاطر فراتر رفتن از حد تولید از قبل تعیین شده دریافت کنند.

📎 برنامه ها اغلب مایل به کوتاه مدت بودن و مربوط به اهداف خاص تولید هستند.
📎 نتیجه این برنامه آن است که کارکنان بعنوان یک تیم تحریک می‌شوند که راه هایی برای بهبود بهره وری پیدا کنند.
➖ برنامه های‌ مشارکت در سود
برنامه های‌ مشارکت در سود، سود شرکت را با کارکنان تقسیم می‌کنند.
📎 وقتی‌ این برنامه ها به خوبی‌ عمل می‌کنند حس اعتماد و سرنوشت مشترک بین کارکنان بوجود می‌آید.
📎 برنامه های مربوط به سود اغلب درصدی از سود کلی‌ و یا مقداری که از یک سطح خاص بالاتر می‌رود را بین کارکنان تقسیم می‌کنند.
📎 البته فرمول این توزیع سود در جاهای مختلف فرق می‌کند، با این وجود در خیلی‌ جاها سود بصورت یکنواخت به تمامی‌ کارکنان برحسب طبقه بندی شغلی‌ و جایگاه آنها تعلق می‌گیرد.
📎 بعضی از سازمانها نیز درصدی از پرداخت سالیانه را به کارکنان می‌دهند.
📎 تاثیرگذاری این برنامه ها ممکن است تحت شعاع قرار گیرند زیرا سودآوری تنها محدود به عملکرد کارکنان نیست و فاکتورهای دیگری نظیر رکود اقتصادی و نقش شرکتهای رقیب می‌تواند بر نتایج اثر گذار باشد.
📎 یا ممکن است کارکنان متوجه تاثیرخود در افزایش بهره ‌وری سازمان بخاطر روش های خاص توزیع سود نباشند.
📎 برخی از برنامه‌ها پرداختها را به دوران بازنشستگی معطوف می‌کنند.
📎 از آنجائی که هر کارگر بطور انفرادی تاثیر کوچکی بر روی سود کلی‌ سازمان دارد لذا روش مشارکت در سود بیشتر بین مدیران ارشد رایج است.
برنامه های کاهش هزینه‌ها
رویکرد دیگر پاداش دهی به کارکنان بخاطر آنچه که آنها توانستند کنترل آنرا در دست بگیرند است، مانند:
هزینه‌های کار :
برای کاهش هزینه‌ها برخی‌ از شرکتها کمیته کارکنان تشکیل می‌دهند تا راه ارتباط ایده‌های جدید تسهیل یابد و کارکنان درگیر عملیات روزانه سازمان شوند که اغلب با نشستهای دوره‌ای همراه است.
شاید یکی‌ از رایج ترین رویکردها در این زمینه برنامه سکنلن (Scanlon) است‌ که پایه پاداش دهی در آن بهبود هزینه‌های کار در مقایسه با معیارهای گذشته است.

به عبارت دیگر چون هزینه های کاهش یافته در پایان بین افراد موثر در این کاهش تقسیم می‌شود، انگیزه کاری کارکنان در محیط کار بالا می‌رود.

مشارکت کارکنان

مقصود از مشارکت کارکنان، انواع روشها و فعالیتهایی است که در زمینه مشارکت اعضای سازمان انجام می‌گیرد.  این امر نوعی فرایند مشارکتی است که هدف آن تشویق و ترغیب کارکنان و اعضای سازمان به دادن تعهد و مشارکت هر چه بیشتر در امر موفقیت سازمان است.
بر این اساس کارکنان در فرایند تصمیماتی که بر سرنوشت آنان اثر می‌گذارد، مشارکت می‌کنند و در کار اداری و سازمانی از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند و در نهایت باعث افزایش بازدهی، تولید و بهره وری در سازمان می‌شوند.

مشارکت کارکنان باعث ایجاد علاقه و تعهد در آنان می‌شود، کارکنان و اعضای شرکت می‌توانند در تصمیماتی که بر آنان اثر می‌گذارد مشارکت نمایند.  تصمیماتی از قبیل، تعیین هدفهای کاری، تعیین ساعاتی که فرد آمادگی بیشتری برای کار دارد و این کار باعث خواهد شد که بازدهی فرد و تعهد او نسبت به کار، انگیزش و رضایت شغلی اش افزایش‌ یابد.

برنامه های مشارکت کارکنان به انواع خاصی تقسیم می شود که عبارتند از:

الف – مدیریت مشارکتی

افراد در تصمیم‌گیریها مشارکت می‌کنند، یعنی زیر دستان در تصمیم گیری نقش دارند و در این زمینه با رئیس مستقیم خود در قدرت سهیم هستند. برای کارساز شدن این روش لازم است تا به افراد فرصت مناسب برای مشارکت داده شود. در این روش کارکنان باید از توانایی لازم ( هوش، دانش فنی و روابط انسانی ) برخوردار باشند تا بتوانند مشارکت موثر کنند و فرهنگ سازمانی باید به گونه ای باشد که این نوع مشارکت را تایید کند.

ب – مشارکت نمایندگان کارکنان

در این روش به جای اینکه همه کارکنان به صورت مستقیم در تصمیم گیری مشارکت کنند، یک گروه کوچک به عنوان نماینده آنان در تصمیم یریها شرکت می‌کند. هدف از این برنامه توزیع قدرت در سازمان است و سازمان تلاش می‌کند تا اختیارات برابری به کارکنان بدهد تا کارکنان هم تراز با مدیریت و ذی‌نفعان شوند.  ز نمونه های متداول این شیوه، شورای کاری کارکنان است. این روش به دلیل اینکه جنبه نمادین دارد و معمولاَ شوراهای کارگری تحت سلطه مدیریت سازمان هستند، چندان اثر بخش نیست.

ج – دایره کیفیت

در دایره کیفیت، کارکنان و سرپرستان یک گروه ۸ الی ۱۰ نفری تشکیل می‌دهند و افراد مسئولیت مشترک را می‌پذیرند. بدین طریق که افراد گروه مرتب گردهم می‌آیند (معمولاَ هفته‌ای یک بار ) و در باره مسئله کیفیت بحث می‌کنند و به دنبال علل مسائل بر می‌آیند و راه حلهایی را ارائه می‌کنند و اقدامات اصلاحی را به عمل می‌آورند. آنها مسئولیت کیفیت محصول را بر عهده می‌گیرند و نتایج کار را مورد ارزیابی قرار می‌دهند، ولی اجرای راه حل نهایی توصیه شده و مسئولیت آن بر عهده مدیریت سازمان است. چنین برنامه‌هایی معمولاً در شرکتهای ژاپنی متداول است و بدینوسیله این شرکتها با هزینه پایین، محصولاتی با کیفیت بسیار بالا تولید و عرضه می‌کنند.

۲ – نظریه های مبتنی برانگیزه ها

تئوری بهداشت – انگيزش تئوری بهداشت انگيزش به وسيله روانشناسی به نام فردريک هرزبرگ ارائه شد. از نظر هرزبرگ رضايت عکس نارضايتی نيست. هرزبرگ عواملی را که در نارضايتی موثر هستند را عوامل بهداشتی و عواملی که موجب رضايت می‌شوند را عوامل انگيزشی ناميد.

ایجاد بهداشت روانی در محیط کار

ايجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، تواناییها و کنار آمدن با خود و ديگران یکی از اهداف مهم و اساس بهداشت روانی است.
بهداشت روانی در محيط كار يعنی مقاومت در مقابل پيدايش پريشانيهای رواني و اختلالات رفتاري در كاركنان سازمان و سالم سازی فضای روانی كار به نحوی كه هدفهای چندگانه زير تأمين شود:
هر یک از كاركنان از اينكه در سازمان محل كار خود به فعاليت اشتغال دارند احساس رضايت كنند و علاقه مند به ادامه كار در آن سازمان باشند.
هر یک از كاركنان سازمان نسبت به خود، رؤسا، همكاران خود و به طور كلی نسبت به جهان اطراف خود و خصوصاً نسبت به جايگاه خود در سازمان احساس مثبتی داشته باشند.
بنابراین مدیران باید تلاش کنند تا محیط کار برای کارکنان اضطراب آور نباشد و کارمندان احساس امنیت شغلی کنند و با شادی و نشاط و شوق و انگیزه به دور از هر گونه خشم و درگیری بیهوده به وظایف خود عمل نمایند.

 

آپلود عکس

اصول مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام

 امروزه شناخت اصـول مدیریت و ویژگی‌های یک مدیر از دیدگاه ائمه (ع) اهمیت بسیار بالایی داشته و اطلاع از اصول مدیریت برای مـدیران پایه‌هـای مختلف امری ضروری است، این امر باعث خودآگاهی، خودسازی و الگو شدن مدیران می‌گردد. دراین‌بین بررسی دیدگاه‌های بزرگان دین همانند امام علی (ع) می‌تواند اصول اولیه مدیریت و هم ویژگی‌های یک مدیر را برای ما روشن کرده و با به‌کارگیری آن جایگاه واقعی مدیران در جامعه تقویت گردد. سؤال این است که آیا دین مبین اسلام اصول و ویژگی یک مدیر خوب را بیان کرده است و این اصول را می‌توان در سخنان بزرگان دین اسلام یافت و از آن‌ها استفاده کرد. روش پژوهش این مقاله به‌صورت تاریخی، توصیفی است به‌نحوی‌که مباحث اصول و ویژگی‌های مدیر در کلام امام علی (ع) بررسی و تحلیل قرارگرفته و به سؤالات مطرح‌شده پاسخ‌داده‌شده است و در آخر نیز نتیجه به‌دست‌آمده و راه استفاده از کلمات گوهربار امام (ع) بیان گردیده است.

 

 

 کلیدواژه: مدیریت ، اسلام ، امام علی (ع) ، مسئولین .

 

 

1 . مقدمه

      آشنایی مسئولین و مدیران با اصول و ویژگی‌های مدیریت آن‌ها را جهت ایجاد محیط مناسب، خودآگاهی، خودسازی و الگو بودن برای کارکنان رهنمون می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد عملکرد مدیران متعهد، باتجربه و متخصص با استفاده از اصول صحیح مدیریتی، محیطی کارآمدتر ایجاد کرده است. باید دانست گرچه تخصص و تجربه حرفه‌ای از شرایط لازم برای مدیریت است اما شرط کافی نیست و تنها داشتن تخصص چاره‌ساز نیست، بلکه باید مدیر دانش مدیریتی خود را با تجربیات علمی و ابتکاری توأم سازد تا بازدهی مدیریتی او بیشتر شود. اکثر سازمان‌های ناموفق دارای مدیریت‌های ناکارآمد و ضعیف بوده‌اند (لاکت جان، 1373، ص274) و همین امر باعث گردیده تا مجموعه تحت مدیریت آنان موفق به انجام کارهای موردنظر سازمانی نشوند.

      وجود مدیریت در زمان ما از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و در بسیاری از موارد مدیران مؤسسات فاقد دید علمی هستند (سید عباس زاده، فصلنامه مدیریت در آموزش‌وپرورش شماره 2). با این وصف می‌توان گفت تخصص (دانش، بینش، کوشش) و تجربه حرفه‌ای امری ضروری در مدیریت بوده که در امر تصمیم‌گیری به مدیر کمکی کند. تصمیم‌گیری یکی از امور مهم مدیریتی و پراهمیت‌ترین وظیفه یک مدیر است، بعضاً افرادی، مدیریت و تصمیم‌گیری را به‌عنوان یک مقوله تعریف کرده‌اند. گریفث[2] معتقد است که تصمیم‌گیری، جوهر و عصاره کار مدیریت است. برنارد[3] نیز معتقد است تصمیم‌گیری فرا گردی است که از طریق سنجش، محاسبه و اندیشیدن به دست می‌آید. گرک[4] تصمیم‌گیری را در قلب مدیریت دانسته و معتقد است که این وظیفه در کانون فرآیند مدیریت قرار دارد. این‌ها مطالبی است که بزرگان مدیریت امروز بیان می‌کنند، ما در بررسی تاریخی رفتارهای مدیریتی بزرگان دین اسلام درمی‌یابیم آنان دارای یک دیدگاه پربار مدیریتی بوده و مدیریت را یک هنر دانسته‌اند و برای مدیران و کارگزاران خود دستوراتی را داده‌اند که در جامعه امروزی ما بسیار مهم و کارآمد است.

      برای اینکه در جامعه امروزی بتوانیم به‌خوبی مجموعه تحت مدیریت خود را به سرانجام مقصود برسانیم باید از دیدگاه مدیریتی آنان اطلاع داشته، در فرایند کاری خود از آن استفاده کنیم در این مقاله سعی شده است تعریفی از مدیریت بیان و پس‌ازآن اصول و ویژگی مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) موردبررسی قرار گیرد.

     مدیریت خود دارای تعریفی مناسب و مشخص‌کننده فعالیت فرد مدیر است و افراد زیادی در این خصوص به تعریف و توضیح آن پرداخته‌اند و سعی کرده‌اند جایگاه خاصی برای آن پیدا کنند که به بیان تعریفی از آن می‌پردازیم.

2. تعریف مدیریت

     می‌توان گفت مدیریت به‌کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی موردقبول، صورت می‌گیرد (علی رضائیان 1378، ص7).

     تعریف مذکور، پنج قضیه اساسی ذیل را از زیربنای مفاهیم کلی نظری و عملی (فنی) مدیریت است در بردارد:

2.1. مدیریت یک فرایند[5] است.

2.2. مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.

2.3. در مدیریت مؤثر، تصمیمات مناسب گرفته می‌شود و نتایج مطلوبی حاصل می‌آید.

2.4. مدیریت کارا، به تخصص و مصرف مدبرانه منابع می‌گویند.

2.5. مدیریت بر فعالیت‌های هدف‌دار تمرکز دارد. (Howard m.carlisle,op.cit.p.5)

3. مدیریت در اسلام

  بدون شک تدبیر، سیاست و مدیریت جامعه بشری سرآغاز کار پیامبران الهی بوده است و دعوت به اطاعت از خداوند تبارک‌وتعالی و تسلیم در برابر دستورات خداوند در مقابل حکومت‌های طاغوت، مقابله با فساد و فحشاء در ابعاد فردی و اجتماعی و برقراری عدالت ازجمله اصول مشترک برنامه رسالت انبیاء الهی و مکاتب توحیدی است.

     خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: در میان هر ملتی پیامبری فرستادیم تا مردم را به پرستش خدای یگانه و اجتناب از طـاغوت دعــوت کند (سوره نحل آیه 36). ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و کتاب و میزان به ایشان دادیم تا مردم بر قسط و عدل پابرجا شوند و آهن را که موجب هراس متجاوزان بوده و دارای منافعی برای مردم است نازل کردیم (سوره حدید آیه 25).

      سیرة رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص) در زمان تصدی ایشان بر امت اسلامی الگویی پربار برای مدیران ما است و در نهج‌البلاغه امام متقین علی (ع) نیز در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر نخعی، اصول مدیریت اسلامی را به ایشان گوشزد نموده که اگر به اساس تفکرات مدیریتی در عصر حاضر به نامه امام (ع) به مالک اشتر نخعی نگاهی بیندازیم (نهج‌البلاغه ، نامه 53، ص  1020، ص 991) می‌توان آن را به‌حق جامع‌ترین دستور و منشور برای سیاست و مدیریت و ترسیم اصول اساسی و ویژگی‌های مدیریت اسلامی دانست (تقی رهبر، 1366) که در اینجا به پاره‌ای از این موارد می‌پردازیم.

4. اصول مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (ع)

      در این فرمان اصول مدیریت اسلامی و دستورات متناسب با رفتارهای سازمانی بر مبنای اصول اولیه اسلامی بیان‌شده است که عبارت‌اند از:

1‚4.حاکمیت خدا و وحدت فرماندهی

     اولین اصل درزمینه حکومت و مدیریت پذیرش فرماندهی خداوند، بندة او بودن و خداترسی است به‌طوری‌که در جای‌جای دستورات امام (ع) نام خدا و رضای او به‌وضوح دیده می‌شود و آنجا که می‌فرمایند: این دستوری از بندة خدا به مالک و امر می‌کند او را به تقوای الهی و برگزیدن فرمان او و پیروی ازآنچه در کتابش امر فرموده است (نهج‌البلاغه، ب 2، ص 992).

      در اینجا به افراد می‌گوید اگر در نظام الهی اسلامی، مدیریتی را قبول می‌کنید و دارای پست و مسئولیتی می‌شوید، در پیشگاه خداوند مسئول و پاسخگو خواهید بود و باید خداترس و باتقوا باشید و این مقام و مسئولیت شمارا از خدمت به خلق غافل نکند. فرد را به وحدت و فرماندهی در قالب اصل حاکمیت خداوند و تبعیت از او فرامی‌خواند.

2‚4. مردم‌داری و مهربانی با مردم

      یکی دیگر از اصول مهم مدیریتی، مردم‌داری و مهربانی با مردم است زیرا کلیه ساختار و نظم اداره یا سازمان و به‌طورکلی تشکیلات ایجادشده جهت رفاه مردم به وجود آمده است و مدیر مدبر، باایمان، خداپرست بایستی با مردم مهربانی و مدارا کند و در برخورد با مردم و کارکنان از اصول و قوانین اسلامی استفاده نماید. امام (ع) در این مورد فرموده‌اند: و مهربانی و خوش‌رفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده، مبادا با آنان چون جانور درنده باشی و خوردنشان را غنیمت شماری زیرا که مردم دودسته‌اند یا مسلمان‌اند و برادر دینی تو و یا انسان‌اند و در خلقت همانند تو (نهج‌البلاغه، ب 2، ص 1001). این اصل توصیه می‌کند مدیر مردم‌دار و مهربان باشد و نه‌تنها با مسلمین بلکه با غیرمسلمان نیز بایستی برخورد شایسته داشت.

3‚4. عدالت بر اساس حق

      یکی دیگر از اصول مدیریت پیروی از حق و عدالت ورزی است و این مورد از امور مشهود در دوران خلافت امام (ع) است ایشان چنان در امور حق و عدل قاطعانه برخورد نموده‌اند که زبانزد عام و خاص می‌باشند و به مالک بیان نمودند فرقی بین آشنا و فامیل و دوست و سفارش شده قرار نداده و بین مسلمان و غیرمسلمان تبعیض قائل نشو به‌طوری‌که همه افراد از مواهب حکومت عدل برخوردار باشند در فرمان خود می‌فرمایند: حق را برای آنکه شایسته است از نزدیک یا دور (خویش و بیگانه) اجرا کن (نهج‌البلاغه، ب 72، ص 1036) و یـا در جای دیگر می‌فرمایند: و نیکوتـرین چیزی کـه حاکمان را خشنود می‌سازد برپاداشتن عدل و دادگری در شهرها و آشکار ساختن دوستی رعیت است (نهج‌البلاغه، ب 36، ص 1008).

4‚4. تغافل در برخورد با مردم و چشم‌پوشی بزرگوارانه

      یکی دیگر از اصول مدیریت در برخورد مناسب با مردم، رعایت تغافل با مردم است؛ زیرا انسان‌ها به دلایل مختلف در معرض خطا و اشتباه قرار دارند و خود امام (ع) در برخورد با مردم گذشت داشت و در مقابل بعضی از اشتباهات و خطاهای آنان خود را به تغافل می‌زد و به مالک نیز بیان نموده‌اند: مردم از پیش گرفتار لغزش و خطا بوده و به سبب‌هایی بدکاری به آن‌ها روی آورده است، به‌عمد یا به سهو دچار لغزش می‌شوند پس اگر پیش آمدی آن‌ها را به سهو به بدکاری وا‌داشت نباید به ایشان بخشش و عفو روا نداشت (تغافل) با بخشش و گذشت خود آنان را عفو کن، همان‌طور که دوست داری خدا با بخشش و گذشت تو را بیامرزد (نهج‌البلاغه، ب 6، ص 995). بر مبنای این دستور امام (ع) مدارا و چشم‌پوشی بجا از کارهای مردم از اصول یک مدیریت صحیح است که با رفتار انسانی آجین می‌گردد.

54. انصاف و میانه‌روی در حق

     انصاف را می‌توان به رفتار مناسب با زیردستان بر مبنای قوانین و مقررات، از روی حق و عدل معنی کرد. امام انصاف را نه‌تنها مبنای رفتار مدیران با مردم بلکه اصل مبنای رفتار او را با خداوند می‌داند. دراین‌ارتباط به مالک می‌گوید: باخدا به انصاف رفتار کن (اوامر او را به‌کارگیر و از نواهی او بپرهیز)، از جانب خود و نزدیکان خود درباره مردم انصاف را از دست مده (نهج‌البلاغه، ب 10، ص 996) و نیز می‌فرماید: پس رنج کار هر یک از آنان را برای خودش بدان و رنج کسی را به دیگری نسبت نده و باید در پاداش دهی به او هنگامی‌که کارش تمام می‌شود کوتاهی ننمایی و بزرگی کسی تو را بر آن ندارد که رنج و کار کوچک کسی را بزرگ شماری و پستی کسی تو را وا‌ندارد که رنج و کار بزرگش را کوچک شماری (نهج‌البلاغه، ب 38، ص 1009). بر مبنای این دستورات مدیر باید با رعایت انصاف به زیردستان کمک کند.

64. منافع اکثریت را بر منافع اقلیت ترجیح دادن

     یکی دیگر از اصول مدیریت، منافع عمومی را بر منافع فردی ترجیح دادن است، بدین‌صورت که نباید به خاطر فردی منافع عمومی و مصالح سازمانی را فدا نمود. امام (ع) دراین‌باره می‌فرمایند: کاری که باید بیش از هر چیزی دوست داشته باشی میانه‌روی در حق، همگانی کردن آن و دادگری است که بیشتر موجب خشنودی رعیت می‌گردد زیرا خشم همگانی، رضا و خشنودی چند تن را پایمال می‌سازد و خشم چند تن در برابر خشنودی همگان اهمیت ندارد (نهج‌البلاغه، ب 11، ص 977).

74. نظارت و ارزیابی بر عملکرد

     تأکید بسیار زیادی به مدیران دستگاه‌های اجرایی است که بر اعمال و کار کارکنان نظارت داشته و ارزیابی مستمری از آن‌ها بنمایند. امام نیز می‌فرمایند: پس در کارهایشان (عمال و کارگزاران) کاوش و رسیدگی کن و بازرس‌های راست‌کار و وفادار بر آنان بگمار، نباید نیکوکار و بدکار نزد تو به یک‌پایه باشند که این امر نیکوکار را از نیکوکاری بی‌رغبت و بدکاران را به بدی وا‌می‌دارد و هر یک از ایشان را به آنچه گزیده است جزا بده (نهج‌البلاغه، ب 20، ص 1001).

84. انتخاب فرد لایق

     یکی از مهم‌ترین مسائل فعلی مدیریت در جهان امروز و بخصوص در کشور ما نحوه انتخاب افراد توسط مدیران ارشد است، آنان با عزل و نصب مدیران و زیردستان خود بر مبنای اعمال سلیقه، آزمایش و خطا و عدم تبعیت از ملاک‌های علمی و منطقی باعث شده‌اند افراد ناکارآمد در مشاغل حساس قرار بگیرند. امام (ع) به مالک می‌گویند: پس در حال نویسندگانت (کارگزارانت) بنگر و بهترین ایشان را به کارهایت بگمار (نهج‌البلاغه، ب 43، ص 1012) چون آنان را (کارگزاران) تجربه و آزمایش نمودی به کار گمار (نهج‌البلاغه، ب 45، ص 1012). در اینجا امام (ع) تأکیددارند با رعایت معیار و ملاک آزمودن، افراد را به کار گمار نه اینکه بکار گماری و بعداً بررسی کنی و نیز فرمودند: برای انجام کارها از نیروهایت کسانی را بگمار که برای خدا و رسول پندپذیرند و پاک‌دل‌تر، خردمندتر، بردبارتر و مهربان‌تر، … باشند (نهج‌البلاغه، ب 32، ص 1006).

امام با این بیان تأکید می‌کنند باید برای انتخاب مدیر ملاک‌ها و معیارهای مناسب تعریف تا گزینش و انتخاب افراد شایسته‌تر بهتر صورت گیرد.

94. تقسیم‌کار

     از دیگر امور مربوط به یک مدیر مدبر و لایق تقسیم‌کار است جهت انجام ساده‌تر و بهتر کارها امام (ع) در این مورد می‌فرمایند، برای هر کاری از کارهایت رئیس و کارگردانی از نویسندگان قرار بده که بزرگی کارها او را مغلوب و ناتوان نسازد و هرگاه در آنان عیبی باشد و تو از آن غافل باشی تو را به آن بدی می‌گزینند (تو باید پاسخگو باشی) (نهج‌البلاغه، ب، ص 1017) این تأکیدها از طرف امام (ع) در خصوص تقسیم‌کاربر اساس توان و تخصص در پیشبرد امور و ارائه خدمات بهتر به مردم است.

104. حقوق و پرداخت پاداش

     در دنیای مدیریت امروز پرداخت حقوق و پاداش مناسب به کارکنان حرف اول را می‌زند و زمانی می‌توان از یک فرد متخصص، مدبر، لایق و متعهد کار مناسب خواست که حقوق و پاداش او نیازهای زندگی او را مرتفع و رضایت شغلی او را فراهم کند. در غیر این صورت نمی‌توان رشدی در کار و پیشبرد آن را در نظر گرفت. امام (ع) دراین‌باره می‌فرمایند: پس جیره و خواروبارشان را فراوان ده که این کار آنان (کارگزاران) را به اصلاح خودشان توانا کرده و بی‌نیاز گرداند (نهج‌البلاغه، ب 44، ص 1012) و آن‌قدر به قاضی بده وزندگی او را فراخ ساز که عذر او از بین برود و نیازش به مردم با آن بخشش (حقوق مکفی) کم باشد (نهج‌البلاغه، ب 41، ص 1011).

5. ویژگی‌های یک مدیر از دیدگاه امام علی (ع)

 

     ویژگی‌های یک مدیر لایق را می‌توان از نامه امام علی (ع) به مالک اشتر به دست آورد و بر اساس آن، نسبت به انتخاب مدیر اقدام نمود در ذیل به این ویژگی‌های اشاره می‌گردد.

15. ویژگی‌های مناسب که در شأن و منزلت یک مدیر اسلامی است عبارت‌اند از:

1‚1‚5. مدیر خود را بندة خدا دانسته، خداترس و متقی باشد (نهج‌البلاغه، ب 2، ص 991).

2‚1‚5. مدیر باید نفس خو را از شهوات و خواهش‌های نفسانی تزکیه کند (نهج‌البلاغه، ب 4، ص 991).

3‚1‚5. مدیر به دل، دست و زبان یاری گر دین خدا باشد (نهج‌البلاغه، ب 3، ص 991).

4‚1‚5. مدیر باید با مردم، مهربان، خوش‌رفتار و نیکو باشد (نهج‌البلاغه، ب 6، ص 993).

5‚1‚5. مدیر باید عادل، میانه‌رو در حق بوده و منافع عوام را بر منافع خواص ترجیح دهد (نهج‌البلاغه، ب 11، ص 996).

6‚1‚5. مدیر باید بین نیکوکار و بدکار تفاوت گذاشته با راست‌گویان هم‌نشین باشد (نهج‌البلاغه، ب 19 و 20، ص 1005).

7‚1‚5. مدیر باید پندپذیر، راست‌گفتار، درست‌کردار و بردبار بوده و در مقابل زورگویان سختگیر باشد (نهج‌البلاغه، 32، ص 1005).

8‚1‚5 . مدیر باید بر کار کارگزاران نظارت دقیق داشته باشد (نهج‌البلاغه، 41، ص 1010).

9‚1‚5. مدیر باید در گزینش و به‌کارگماری کارگزاران بر اساس تجربه و آزمون عمل نماید (نهج‌البلاغه، 43، ب 1011).

10‚1‚5. مدیر باید از امور بازرسی داشته و برای بازرسی افراد صالح بگمارد (نهج‌البلاغه، ب 45، ص 1011).

11‚1‚5. مدیر باید برنامه‌ریزی داشته باشد و کار امروز را به فردا نیندازد (نهج‌البلاغه، ب 64، ص 1023).

12‚1‚5. مدیر باید وفای به عهد داشته باشد (نهج‌البلاغه،74 و 75، ص 1027).

5-2. ویژگی‌های نامناسب که در شأن و منزلت یک مدیر اسلامی نیست عبارت‌اند از:

1‚2‚5. مدیر باید از کبر، خودپسندی و برابر دانستن خود باخدا بپرهیزد (نهج‌البلاغه، 8، ص 993).

2‚2‚5. مدیر باید در رفتار با مردم از ستمگری و درنده‌خویی بپرهیزد (نهج‌البلاغه، 6، ص 993).

3‚2‚5. مدیر باید از هم‌نشینی باکسانی که به گفتن زشتی‌های مردم اصرار دارد بپرهیزد (نهج‌البلاغه، 14، ص 997).

4‚2‚5. مدیر باید از افراد بخیل، ترسو و حریص بپرهیزد (نهج‌البلاغه، 16، ص 998).

5‚2‚5. مدیر باید از افراد متملق و کسانی که در گناه اشرار و ستمگران شریک بوده‌اند بپرهیزد (نهج‌البلاغه، ب،17 و 18، ص 999).

6‚2‚5. مدیر باید از شکستن سنت‌های حسنه بزرگان و پیشینیان بپرهیزد (نهج‌البلاغه، ب 24، ص 1001).

7‚2‚5. مدیر باید از جنگ‌طلبی، خونریزی و بی‌عدالتی پرهیز نماید (نهج‌البلاغه، ب 75، ص 1027).

8‚2‚5. مدیر باید از خودپسندی، منت گذاشتن و بزرگ‌نمایی کارهای کوچک پرهیز نماید (نهج‌البلاغه، ب 76، ص 1028).

9‚2‚5. مدیر باید از عجله و شتاب‌زدگی پرهیز نماید (نهج‌البلاغه، ب 78، ص 1028).

10‚2‚5. مدیر باید بر زبان خود مسلط بوده و هنگام خشم از تصمیم‌گیری پرهیز نماید (نهج‌البلاغه، ب 84، ص 1031).

11‚2‚5. مدیر باید در عزل و نصب کارگزاران از آزمایش و خطا بپرهیزد (نهج‌البلاغه، ب 43، ص 1011).

6. نتیجه‌گیری

     آنچه در این مختصر می‌توان درباره انتخاب مدیر در نظام اسلامی مطرح کرد این است که در مکتب اسلام برخلاف دیگر مکاتب ارزش‌ها نسبی نیست و زمان و مکان در تبدیل مفاهیم ارزشی دخیل نیستند. این امر ازآنجا ناشی می‌شود که واضع ارزش‌ها در مکتب اسلام تعقل ناقص بشری نیست و واضع آن خداوند است که مطالب را به رسول گرامی اعلام و ایشان نیز دستورات را به اصحاب عرضه داشته و انتقال این دستورات به‌وسیله کتاب، سنت بوده و ما نیز باید بر اساس کتاب، سنت، اجماع و عقل دقیقاً مطالب را دریافت داشته و در امور زندگی خود به‌کارگیریم و یک نمونه بارز آن انتخاب مدیر است که می‌تواند جامعه اسلامی را با دستورات بیان‌شده به‌سوی هدف والای خود سوق دهد (رضائیان، علی، 1378).

     امید است کلام ائمه برای آشنایی با ویژگی‌های و اصول مدیریت مورداستفاده قرارگرفته و گامی مؤثر برای رشد فضایل اخلاقی آنان باشد و هدف مدیریت در نظام اسلامی که همانا خدمت به مردم و حضور با مردم و در میان مردم بودن جهت رضایت خداوند متعال است تحقق یابد.

 

 

شما چه شخصیتی دارید

آیا شما جاه‌طلب، پرتحرک، و ناشکیبا هستید، یا در زندگی آرامش بیش‌تری دارید؟ بر اساس نظریه‌ای که ۲ متخصص قلب به نام مایر فریدمن و ری روزنمن در دهه‌ی۱۹۵۰کشف کردند، خلق و خو و ویژگی‌های شخصیتی‌تان می‌تواند نشان دهد تیپ شخصیتی شما A است یا B. آن‌ها معتقد هستند افرادی که تیپ شخصیتی شان A است، بیش‌تر در معرض خطر ابتلا به بیماری سرخرگ‌های قلب قرار دارند، هرچند بسیاری از دانشمندان با وجود رابطه بین این دو مخالف هستند، اما این کشف بعدها در زمینه‌ی روان‌شناسی سلامت نقش مهمی ایفا کرد.

هرچند درمورد پیامدهای داشتن تیپ شخصیتی A یا تیپ شخصیتی B پژوهش بیش‌تری نیاز است، اما ویژگی‌های هر یک از این تیپ‌ها متمایز است، و این کمک‌تان می‌کند پی‌ببرید کدام تیپ را دارید. در ادامه درباره‌ی هر یک از آن‌ها بیش‌تر بخوانید.

تیپ شخصیتی شما چیست ؟ A است یا B؟

تیپ شخصیتی  A

همان‌طور که احتمالا از رابطه‌ی تیپ شخصیتی A و خطر بیماری قلبی حدس زده‌اید، آدم‌هایی که این تیپ شخصیتی را دارند، انگیزه‌ی رقابت‌پذیری فوق‌العاده‌ای دارند، و از شکست غمگین می‌شوند. آن‌ها برای برنده‌شدن بازی می‌کنند، و وقتی به نتایج مطلوب‌شان نمی‌رسند، خودشان را از نظر ذهنی برای آن سرزنش می‌کنند.

آدم‌های تیپ A برای هر روزشان برنامه‌ای دقیق طرح‌ریزی می‌کنند، و وقتی اتفاق غیرمنتظره‌ای می‌افتد، معمولا به آن واکنشی نامعقول نشان می‌دهند. آن‌ها بی‌نهایت منظم و وظیفه‌شناس هستند، و از روال‌های همیشگی و ساختارمندی لذت می‌برند، اگر روزشان مطابق برنامه پیش نرود آشفته می‌شوند. هم‌چنین، تیپ‌های شخصیتی A به خاطر ذهنیت خشک و سخت و انتظارات بالایی که از خودشان و دیگران دارند، مستعدد ابتلا به اختلال‌های اضطراب هستند.

آدم‌های تیپ A خلق و خویی جدی دارند، و به همین خاطر رهبرها و سیاست‌مدارهای فوق‌العاده‌ای می‌شوند. آن‌ها با این‌که برای دیگران تعیین تکلیف کنند مشکلی ندارند و برای رسیدن به اهداف‌شان هر کاری لازم باشد می‌کنند.

شخصیت‌های تیپ A بیش‌تر وقت‌شان را به کار سپری می‌کنند، چون تعیین هدف و تحقق آن هدف بیش‌ترین خوشحالی را برای‌شان به ارمغان می آورد. آن‌ها عزت نفس‌شان را تا حد زیادی از موفقیت‌های‌شان به دست می‌آورند، بنابراین در هر چیزی که با برنده شدن سر و کار داشته‌باشد غرق می شوند.

شخصیت‌های تیپ A معمولا به قدری کار به عهده می‌گیرند که نمی‌توانند به‌طور منطقی آن‌ها را مدیریت کنند، و این باعث می‌شود در معرض بیماری‌های ناشی از اضطراب و خستگی مفرط قرار بگیرند.

هم‌چنین، آدم‌های تیپ A اجازه می‌دهند خشم بر آن‌ها مسلط شود، و این خصیصه، به همراه ناشکیبایی بیش از حد و اعتیاد به موفقیت، می‌تواند برای این آدم‌ها فاجعه به بار بیاورد.

اگر معتقد هستید تیپ شخصیتی شما A است، سعی کنید هر روز زمانی را به خودتان اختصاص دهید، و به یاد بیاورید عزت نفس شما فقط از موفقیت‌ها، وجهه‌ی اجتماعی، یا حساب بانکی‌تان نمی‌آید. به خودتان اجازه بدهید گاهی خوش بگذرانید و از زندگی در لحظه لذت ببرید، نه از جایزه‌هایی که برنده می‌شوید یا موفقیت‌هایی که به دست می‌آورید.

تیپ شخصیتی B

همان‌طور که می‌توانید نجسم کنید، آدم‌های تیپ B در انتهای دیگر این طیف قرار می‌گیرند. آن‌ها خلق و خویی آرام‌تر و بی‌خیال‌تر دارند، و اگر ببرند یا ببازند می‌توانند نسبت به آن بی‌اهمیت باشند. آن‌ها در لحظه زندگی می‌کنند، برای این‌که از زندگی‌شان احساس رضایت داشته‌باشند همیشه نیاز ندارند به موفقیت مهمی دست پیدا کنند.

چون تیپ‌های شخصیتی B هدف‌گرا و موفقیت‌‌محور نیستند، از حرفه‌هایی لذت می‌برند که مستلزم خلاقیت هستند، و می‌توان آن‌ها را با سرعت کندتری انجام داد. بسیاری از آدم‌ها که تیپ شخصیتی B دارند حرفه‌هایی مانند نویسندگی، هنر، موسیقی، درمان‌شناسی، یا بازیگری را انتخاب می‌کنند.

آن‌ها بیش‌تر از تیپ‌های شخصیتی آ تمایل دارند در درون‌شان تفکر و تعمق کنند و ذهنی انتزاعی دارند. آن‌ها نگاهی سیاه و سفید ندارند، بلکه به همه‌ی جوانب زندگی، که در محدوده‌ی خاکستری قرار می‌گیرند، توجه می‌کنند. به خاطر قابلیت‌شان در پایین آوردن سرعت و توجه به جزییات، معمولا از هرچیزی که با فشار یا استرس زیاد همراه باشد دوری می‌کنند.

تیپ‌های شخصیتی B ترجیح می‌دهند فقط در جهت جریان آب حرکت کنند، و بدون این‌که خودشان درگیر فهمیدن همه‌ی جواب‌ها بکنند، ببینند زندگی آن‌ها را به کجا می‌برد.

بیش‌تر آدم‌ها شخصیتی بین تیپ A و تیپ B دارند؛ بیش‌تر آدم‌ها در زندگی‌شان از دست یافتن به اهداف‌شان و موفقیت لذت می‌برند. اما همه اجازه نمی‌دهند امیال و آرزوهاشان کاملا آن را تسخیر کنند

زندگی و نظریات جورج کاسپرهومنز

شرح حالی بر زندگی جورج کاسپر هومنز

 

چکیده:
اهتمام وسعی در تحقیق حاضر بر مواردی چون:شرح حالی بر زندگی جورج کاسپر هومنز،تاثیر پذیری ها(منابع)فکری،آثار،بررسی نظریه ی معروف مبادله ی هومنز،الگوی شکل گیری نظریه،ویژگی های نظریه و در نهایت انتقادات وترد بر نظریه وی. به طور مختصر میتوان گفت:جورج هومنزنظریه ی خود را با حمله وانتقاد بر نظریات امیل دورکیم،لوی اشترواس وکارکرد گرایان ساختی ساخته وپرداخته کرده.واز نظریه بی،اف،اسکینر استقبال کرده در واقعنظریه ی اسکینر برای هومنز یک الگو بوده.که در نهایت این نظریه مورد انتقاد افرادی چون پیتر بلا وریچارد امرسون قرار گرفته است.این تحقیق به دلایلی دارای کم وکاستیهای زیادی استاز جمله اندک بودن کتب ترجمه شده به فارسی در مورد نظریات جامعه شناسان وکلی گوییهای این کتب ،تمرکز بر روی سه رشته ی مطالعات اجتماعی (تاریخ،جغرافیاو جامعه شناسی)به جای یک رشته.جا دارد تشکر و سپاس فراوان را از استاد گرامی اقای دکتر مبارکی داشته باشیم زیرا توانستند با سعی وتلاش خود ما را به جامعه شناسی علاقه مند و نوع نگاهمان را به مسائل جامعه شناسی باز وما را با چگونگی انجام تحقیق در جامعه شناسی آشنا سازند.

ادامه نوشته

نمونه سؤالات اصول سرپرستی


نمونه سوالات اصول سرپرستی
بیش از یک دهه است که در مورد اصول سرپرستی در حال تدریس هستم و منبع خوبی برای اصول حرفه ای تخصصی سرپرستی وجود ندارد این مجموعه سوالات برای آموزشهای تخصصی دوره سرپرستی تهیه و تدورین شده است. نکته بسیار مهم در این خصوص کاربردی و عملیاتی بودن این موارد است
 

ادامه نوشته